سيد جلال الدين آشتيانى
630
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اگر چنانچه عارف ، در خود احساس لذت و اشتياق ننمايد و نسبت بطاعات و اتيان اعمال صالحه در خود رغبت تام احساس ننمايد ، و يا حالت كسالت نسبت به عبادت در خود شهود نمايد ، القاء شيطانى و از هواجس و وساوس شيطانى بشمار مىرود . برخى گفتهاند : آنچه كه از يمين نفس و قدام آن القاء مىشود ، « 1 » بيشتر از
--> سالك را به خود مشغول مىنمايد ، و همين لذت و استغراق سالك مكاشف در ابتهاج و لذت روحانى و عقلى ، سبب انصراف سالك از طعام و عدم ميل او به شراب مىشود ، ولى واردات روحانيه اين حال را ايجاد نمىنمايد ، و لذت آن همان القاء و وارد الهى است ، كه نوعى از وجود خالص و لذيذ باشد : لان الوجود و كمالاته لا سيما الوجود الخالص عن القيود ، فان له لذة لا يقاس به اللذات السماوية . ( 1 ) . واردات منقسم به اقسامى مىشود : وارد ، اگر مقتضى اشاره بقبول لطف و رحمت و انس باشد ؛ آن را بسط ناميدهاند . بسط در مقابل قبض اطلاق مىشود ، و آن واردى است كه مقتضى خوف است ، كما اينكه بسط ملازم با رجاء است . بارقه ، يكى از اقسام واردات است و آن واردى است كه به مجرد ورود زائل مىشود . بارقه از خواص كسانى است كه تازهوارد كشف مىشوند . يكى از اقسام « وارد » احوال است . احوال ، مواهبى است كه از حق بعبد نازل مىشود . اين قسم از وارد يا ميراث عمل صالح و افعال نيكو است ، و يا نزول آن از حق ، امتنان محض است ، كه از آن به رحمت امتنانى نيز تعبير كردهاند . واقعه ، اعم از جميع اقسام واردات است . ما در بيان احوال و مقامات و منازل اهل كشف ، بطور اختصار اقسام واردات و خواطر را بيان نموديم ، و بطور اجمال در اين مقام ، چون حواله موجب تكدر و ملاك خاطر وارد است ، بيان مىنمائيم : خاطر و خواطر ، غير از خطره است . زيرا خطره ، اصطلاحا داعيى كه عبد را به حق بخواند بهنحوى كه عبد مالك رفع آن نباشد ؛ ولى خاطر و خاطرات و خواطر واردى را گويند كه منشأ تحقق آن در قلب سالك ، تعمل فكرى نباشد ، كما اينكه واردات هم همان خاطراتى است كه بدون تعمل در قلب سالك متجلى مىشود . با آن نيز خطابات الهيه يا ربانيه اطلاق نمودهاند . خاطراتى كه خطابات الهيه باشد ، بر چهار قسم است : ربانى و ملكى و نفسانى و شيطانى . خاطر ربانى كه بالاترين واردات است ، خطا در آن راه ندارد و منشأ لذت و بهجت فوقالعاده است . جمال الدين عبد الرزاق در بيان اين قسم از خواطر كه خاطر ربانى باشد گفته است : « و يسميه السهل السبب و لا يخطى ابدا ، و يعرف بالقوة و التسلط و عدم الاندفاع بالدفع » . القاء ملكى ، موجب تحريص عبد به اداى واجبات و مندوبات و آنچه كه صلاح عبد در آن است مىگردد . اين قسم از واردات را الهام نيز مىنامند . آنچه كه در او حظوظ نفس مراعات شود از القائات نفسانى است . اين قسم از القائات را هواجس ناميدهاند و آنچه كه در او متابعت شيطان و مخالفت حق باشد ، آن را القاء شيطانى مىنامند .